از خلاقیت و مهارت تعریفات متعددی وجود دارد در کنار آن تعریف دقیقی از آن ها در دسترس نیست و یا به بیان دیگر اتفاق نظر در مورد تعریف و مفهوم آن وجود ندارد.
اما اگر بخواهیم تعریف استاندارد و بهتری از آن را بیان کنیم دو مولفه اصلی و اساسی در این تعریف برای آن وجود دارد:
1. اصالت یا نو بودن
2. اثر بخشی یا مفید بودن
در دو دهه ی اخیر نیز در فضای کسب و کاری امروزی، به بعد دوم خلاقیت، از تعبیرِ ارزش (Value) هم استفاده می کنند. به بیان ساده تر، کار و فعالیتی تازه یا نوآورانه ای است که ارزش ایجاد کند.
با وجود تعریف و تفسیرهای گوناگون از آن، حتی اگر به صورت مشخص و دقیق بیان شود، اختلاف نظر بر سر پرورش و عوامل تأثیرگذار بر روی آن وجود دارد.
دسته ای از افراد آن را به عنوان یک استعداد ذاتی قبول دارند و در نظر می گیرند، درحالی که عده ای دیگر آن را به عنوان مهارت تعبیر میکنند و به کار می برند ( منظور از بیان مهارت، یعنی این که می تواند با تلاش و تمرین آن را ایجاد و یا بهبود بخشید و افزایش داد ) و در نهایت می توان افرادی را هم پیدا کرد که ترکیبی از این دو تعبیر را قبول دارند.
یکی از مدل ها و مفاهیم جذاب و ارزشمند دربارهی این موضوع را میتوان از استرنبرگ مطرح کرد. کسی که بیشتر مردم او را با مثلث عشق می شناسند.
اگر بخواهیم با نکته نظر استرنبرگ به خلاقیت نگاه کنیم، فرصت و ایده های تازه ای برای آن پیش روی ما قرار می گیرد. از این رو این مقاله را بیشتر به تعریف مفهوم خلاقیت از دیدگاه استرنبرگ اختصاص می دهیم.
اوخلاقیت را به عنوان یک سرمایه گذاری در نظر می گیرد و سرمایه گذار موفق را فردی می داند که تصمیمات درست و به جایی می گیرد. فرد خلاق موقعیت ها و فرصت ها را بهتر از سایر افراد تحلیل کرده و استعداد خاصی در تصمیم گیری دارد.
تعریف شما از سرمایه گذار موفق چیست؟ تا به حال به این موضوع چگونه فکر کرده اید؟ استرنبرگ سرمایه گذار موفق را این چنین تعریف می کند: “سرمایه گذار ارزان می خرد و گران می فروشد” یک مفهوم ساده و قابل درک از آن بیان می کند که این ها (ارزان خریدن و گران فروختن ) همه باعث سود و موفقیت سرمایه گذار می شود.
از جمله دلایلی که میتوان به خلاقیت به عنوان مهارت نگاه کرد این است که :
• اولین دلیل: درست است که ما شاید نتوانیم در حد خلاق ترین افراد جهان باشیم اما می توانیم با تلاش و کوشش و یادگیری و تمرین، از آنچه امروز هستیم خلاق تر شویم.
• دومین دلیل:خیلی از ویژگی های مربوطه، در دوران کودکی وجود دارند که به مرور زمان و به تدریج سرکوب می شوند. پس آن را نمی توان صرفاً استعداد در نظر گرفت بلکه بسیار قابل قبول است که آن را به عنوان یک توانایی در نظر بگیریم که با گذشت زمان کم رنگ تر می شود و به کار گرفتن مهارت خلاقیت، تلاش برای دور شدن از روند تدریجی کم رنگ شدن و کاستی در آن است.
• هیچ فردی به صورت کامل، غیر خلاق نیست ولی طبیعتا سطح آن در هر فرد با یکدیگر تفاوت دارد.
• این مهارت مانند بسیاری از مهارت های دیگر، با تمرین و تکرار و یادگیری بهبود پیدا می کند.
اگر خلاقیت را به عنوان یک مهارت در نظر بگیریم:
آن را توانایی نگاه به مسائل قدیمی از دید و زاویه ای جدید تعریف می کنیم علاوه بر آن می توان گفت ارزش قائل شدن به روش ها و یا فرآیند هایی که قبلا در زندگی شخصی و یا شغلی مان تجربه ای در مورد آن وجود نداشت.
افراد خلاق در موارد زیر از این مهارت استفاده فراوانی می کنند:
در کار آفرینی و ایجاد کسب و کار
مهارت های مربوط به تصمیم گیری و حل مسئله
عدم طی کردن مسیرهای قدیمی
ایجاد یک شغل جدید که روند طی کردن آن چندان روتین نیست
بهتر کردن وضیت فعلی
مشاوره در تصمیم گیری
و…
امروزه سرعت رشد در انواع کسب وکار ها و هم چنین وجود رقابت شدید در صنایع مختلف یا در شاخه ای از یک کسب و کار به قدری زیاد شده است که می بایست برای ماندن در فضای رقابتی امروز و توانایی رقابت در این فضا، از ابزارها و مهارت های مختلفی استفاده کرد. یکی از این ابزارها و مهارت های مهم و کاربردی، استفاده از «خلاقیت» در طراحی، اجرا و پیاده سازی ایده ها است که روزانه و با بمب باران اطلاعات به ذهن بسیاری از ما می رسند؛ ولی خیلی از اوقات این ایده ها یا قبلا طراحی و به اجرا در آمده اند و یا برای اجرایی کردن آن ها به ابزارهای متعدد و خاصی نیاز است که شاید وجود ندارند؛ ابزارهایی که با این مهارت میتوانند به وجود آیند، ابزارهای آمیخته با خلاقیت و نوآوری.
در خیلی از موارد «اولین ها»، نشانه هایی از خلاقانه بودن را در خود دارند؛ ساخت اولین دارو، ساخت اولین وسیله نقلیه، ساخت و طراحی اولین خودرو و بسیاری از این اولین ها که نشان دهنده آن است که این صاحبان ایده و که آن ها را به واقعیت تبدیل کرده اند چقدر باهوش و خلاق بوده اند. ولی غالبا خلاقیت و خلاق بودن در اولین ها نیست؛ به این صورت که ممکن است از یک ایده و یا طرح و محصول قدیمی دوباره یک محصول بهتر و جدیدتر تولید شود و به آن از منظر و بعدی جدید نگاه شود و نیازهایی انسانی را بهتر از قبل پاسخگو باشد.
در هر حال برای این که بتوانیم در دنیای پر سرعت و رقابتی امروزی موفق و برنده باشیم می بایست «خلاق بودن» را به عنوان یک مهارت لازم بیاموزیم و قوه ی خلاقیت خود را تقویت کنیم.
سوال اصلی و اساسی که در این جا مطرح است این است که افراد خلاق چه ویژگی هایی دارند؟ و این افراد چگونه آن را در خود تقویت می کنند؟
اگر از ویژگی های این افراد صحبت کنیم احتمالا یک لیست بلند بالایی از ویژگی های آن ها وجود دارد که باید در مورد هر یک از آن ها بحث و گفتگو کرد و به بررسی آن ها پرداخت؛ اما به طور کلی می توان به برخی از این ویژگی ها اشاره کرد.
اگر شما یک نقاش، هنرمند، طراح، نویسنده، موسیقی دان، عکاس هستید، احتمالا از شما در برخی از مواقع، به عنوان شخصی «خلاق» یاد شده است؛ و یا حتی ممکن است در کسب و کار خود ایده جدیدی داشته باشید یا در یک کلاس، اثری را به ارزشمندی تفسیر کرده باشید و همه، شما را به خاطر دیدگاه و ایده متفاوت، تحسین کرده باشند؛ در اصل این خلاقیت شماست که باعث این ارزش آفرینی است.
توجه به شبکه سازی در ذهن:
درست است که بخش هایی از مغزمان عملکردهای خاصی دارند، ولی باید توجه داشت که ارتباط ایجاد شده در این بخش ها و شبکه های بعدی در آن باعث ایجاد شناخت در ما میشود. برای مثال : وقتی می خواهید از روی تنه درختی که روی مسیر آب وجود دارد عبور کنید، درگیر شبکه ای می شوید که بخش های مختلف از مغز را به هم پیوند می دهد و باعث پردازش تصاویر بصری، هماهنگی و حرکتی شما را کنترل می کنند. حال اگر بخواهید این موضوع را به افراد دیگر تعریف کنید در این صورت بخش های مختلف مغزتان این کار را انجام میدهد.
این در حالی است که غالبا ما شنیده ایم که نیم کره چپ مغز، جایگاه خلاقیت و نیم کره راست مغز، جایگاه تحلیل در ما است.
در مورد مطالب بالا، دانشمندان علوم اعصاب سه شبکه بزرگ و مهم در مغز را شناسایی کرده اند که مورد توجه است:
– شبکه اجرایی که برای تمرکز و توجه در شما مهم است.
– شبکه جالب توجه که به ناخودآگاه و بخش های عمیق مغز مربوط میشود
– شبکه تخیل که موبوط به قوه خیال شماست و خیال بافی از آن نشات میگیرد.
در نتیجه هر چه ارتباط بین این شبکه ها با هم بیشتر و قوی تر بوده و بیشتر از آن ها استفاده کنیم به فردی خلاق تر تبدیل میشویم که میتوانیم داده های اطرافمان را به خوبی و با زوایای جدید تحلیل و بررسی کنیم و به دست آوردهای بهتر و بیشتری دست پیدا کنیم.
حال اگر به حرفه و کسب و کار خود اهمیت می دهید، طبیعتا ارزش سرمایه گذاری در آن جود دارد. اکثر مدیران و کارفرمایان، افراد خلاق را انتخاب می کنند. طبق نظرسنجی که در اَدوبی (Adobe)انجام شده، افراد خلاق ۱۷٪ بیشتر از سایر افرادی که از خلاقیت خود مطلع نیستند، کسب درآمد می کنند؛ همین طور در یک نظرسنجی که از ۱۵۰۰ مدیر عامل صورت گرفت، مشخص شد که خلاقیت، ویژگی و مهارت شماره یکی است که برای موفقیت در تجارت ضرورت دارد.
در هر حال حتی اگر این یافته ها نیز درست نباشند همه میدانیم که خلاقیت یک امر ضروری و مهم در هر کسب و کاری است که میتواند باعث رونق و توسعه در هر کسب و کاری شود.
افراد خلاق با ارائه ایده ها و طرح های جدید برای شرکت ها و سازمان ها می توانند بسیار مفید باشند.


